مرضيه محمدزاده
783
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
امتّت خواهند كشتنشان دريغ * اين به زهر و آن يك ديگر به تيغ امّتان بىوفا را بين كه چون * اين دو گوهر را روا دارند خون چون نگريم كاين دو جان روزگار * هر دو خواهند كشتن زار زار ؟ چون نگريم كاين دو ، روزى از قضا * مىدردشان چنگل سگزادهها ليك با حكم خدايى چاره نيست * گرچه دل ، الّا كه پارهپاره نيست * * * آنان كه ديده حاصل دنيا و دين ، حسين * گريند بر امام زمان و زمين ، حسين ياد آوريد خون كه روان كردهاند چون * از گردن وز حنجرهى نازنين ، حسين از زعم خويش دعوى اسلام كردهاند * وانگه شهيد كرده و كشته چنين ، حسين فرياد و ناله مىكند و ياد مىكند * كافر به گريه در طرف روم و چين ، حسين اى مصطفى كه خفتهاى امّا نخفتهاى * از روضه سر برآور و بدينسان ببين ، حسين « داعى » بگو كه قاتل او روز رستخيز از فعل شوم خود به كجا آورد گريز